تاريخچه کلی از جراحي مغز و اعصاب

 

 

جراحي اعصاب در ميان ديگر رشته هاي جراحي از جايگاه خاصي برخوردار است، نه تنها از روشها و تكنيكهاي ديگر رشته هاي جراحي استفاده مي كند بلكه از تكنيكها و روشهاي خاص خود كه در هيچ رشته ديگر جراحي همتا ندارد مدد مي جويد و بطور كلي شباهتها و ارتباطهاي فراواني با رشته بيماريهاي اعصاب (Neurology) و علوم عصبي (Neuroscience)  و روانپزشكي (Psychiatry)دارد.

جراحي اعصاب با تشخيص، ارزيابي و درمان بيماري هاي سيستم عصبي و ستون مهره ها سروكار دارد. بنابر اين مشكلاتي نظير ضربه به سر و ستون مهره ها و اعصاب محيطي، فتق ديسك بين مهره اي و صدمات ستون مهره ها، ‌تومورهاي مغز و نخاع، انوريسم مغزي،‌ ناهنجاريهاي عروقي سيستم عصبي،‌ تشنجها،‌ سندرم هاي درد آور،‌ دگرگونيهاي خلقتي مغز،‌ جمجمه و ستون مهره ها،  تجمع بيش از حد مايع در مغز (هيدروسفالي) و….

تاریخچه

1. جراحي اعصاب در عصر باستان

تاريخ انجام اعمال جراحي اعصاب به قدمت خود انسان است،  ملت هاي باستاني مختلفي مثل ايران، مصر، هند، اروپائيهاي اوليه و سرخپوستان امريكال جنوبي با سوراخ كردن جمجمه(ترپاناسيون)[1] به عنوان روش درماني آشنا بودند. تا بدينوسيله ارواح خبيث و بخارات مضر را از بدن بيمار خارج كنند اگرچه تعيين ميزان موفقيت اين روش درماني مشكل است ولي مطمئنا تعدادي از بيماران پس از انجام اين عملها زنده مانده اند چرا كه در بقاياي جمجمه هاي باقيمانده از آن زمان (در موميائي ها) علائم بهبودي در لبه سوراخ شده جمجمه مشاهده گرديده است. حتي در پاپيروس ادوين اسميت نكاتي در مورد اصول تشخيص و درمان بيماريهاي عصبي كه هنوز هم موثر هستند ديده مي شود.

در بقاياي هنري باقي مانده از عهد سومري ها و مصري ها دانستنيهايي در مورد عمليات جراحي مشاهده شده است. يونانيان باستان در مورد نقش مغز بحث هاي متضادي داشته ولي بقراط را بايستي به خاطر دانستن مغز به عنوان جايگاه افكار مورد ستايش و احترام خاصي قرار داد.

 2. جراحي اعصاب در قرون اخير

پيشرفت هاي عمده قرن نوزدهم انجام موفقيت آميز اعمال جراحي منجمله جراحي اعصاب را ميسر نمود. معرفي روشهاي گند زدايي[2] توسط لرد جوزف ليستر[3] و بعدا فنون سترون نمودن (ضد عفوني كردن[4]) باعث كاهش بروز عفونت شد استفاده از بي حسي و هوشبري توسط ويليام تي- جي مورتون[5] باعث عملي شدن انجام اعمال جراحي بدون درد و طولاني تر شد.

در انتهاي قرن نوزدهم و ادامه آن تا قرن بيستم رشته جراحي اعصاب به عنوان رشته اي مستقل رشد و توسعه يافت. سر ويكتور هورسلي[6] اولين جراح بريتانيايي بود كه بطور اختصاصي در رشته جراحي اعصاب كار مي كرد و در امريكا هاروي كوشينگ[7] كه زير نظر جراح شهير ويليام هالستد[8] كار مي كرد اولين جراح امريكايي بود كه به طور اختصاصي به انجام اعمال جراحي اعصاب مي پرداخت و به عنوان پدر جراحي اعصاب نوين شناخته شد. وي خدمات فراواني به علم جراحي و جراحي اعصاب نمود. مثلا در دوران دانشجويي كنترل علائم حياتي در زمان بيهوشي را متداول كرد و همچنين گيره هاي نقره اي[9] را ابداع نمود و مطالعات فراواني در مورد فهم فيزيولوژي غده هيپوفيز و تشخيص و درمان بيماريهاي هيپوفيز،  ضربه هاي مغزي،‌ تومورهاي مغزي و ديگر بيماريهاي مغز و نخاع نمود.

همچنين با نوشتن كتابي در مورد زنديگنامه يكي از اساتيد خود به نام سر ويليام اسلر[10] كه نقش زيادي در شكل گيري شخصيت كوشينگ داشت جايزه پوليتزر در ادبيات را دريافت نمود.

افراد توانمند فراواني باعث پيشرفت بيشتر جراحي اعصاب در سالهاي بعد شدند، افزايش دانش نورآناتومي، ‌نورروفيزيولوژي،‌ نورانستزيولوژي، نورو راديولوژي، آنژيوگرافي عروق مغز، استفاده از راديوايزوتوپ ها،  بوجود آمدن كوتر مونوپولار و بي پولار، ميكروسكوپ جراحي، جراحي ‌اندوسكوپيك، مكنده هاي التراسونيك[11]، فن دانش نقشه برداري مغز[12] ، امكان انجام اعمال جراحي عروق مغز، انجام عمليات جراحي اعصاب با كمك كامپيوتر[13]  استرئوتاكسي درمانهاي ژنتيكي و زيست مولكولي[14]، استفاده از سلولهای بنیادی و پیشرفتهای ژنتیکی، ژن درمانی و تكنيك هاي آندوواسكولار، نوروناويگاسيون، اختراع سي تي اسكن، ام آر آي، ام آر ای، ام آر وی،  كاربرد ابزارهاي مختلف در ستون مهره ها گوشه اي از دلايل پيشرفت فزاينده جراحي اعصاب مي باشد. به نظر مي رسد كه جراحي اعصاب نسبت به ديگر رشته هاي جراحي هنوز افق هاي فراواني دارد كه بايستي كشف شود.

خلاصه:

تاريخچه شكل گيري جراحي اعصاب در دانشگاه علوم پزشكي مشهد

اولين موارد سوراخ كردن جمجمه (برهول) و برداشتن استخوان كاسه سر (كرانيوتومي) توسط آقاي پروفسور بول ون و بعضي از شاگردان ايشان در اواخر دهه سي و چهل شمسي در بيمارستان امام رضا (ع) كه در سال1307افتتاح و در سال 1354 به دانشگاه علوم پزشكي منتقل شد گزارش شده است.  در عين حال دراين سالها اكثر بيماران جدي جراحي اعصاب محكوم به تحمل عوارض آن بودند مگر آنكه مي توانستند خود را به مراكزي  كه در تهران بودند برسانند.  از سال 1349 انجام اعمال جراحي كلاسيك جراحي اعصاب ابتدا توسط مرحوم دكتر غلامرضا امير شيباني و سپس دكتر عبدالصالح صالحي در بيمارستان امام رضا (ع) ميسر گرديد.

در دهه پنجاه دو واحد مستقل درماني جراحي اعصاب در بيمارستان قائم (عج) و بيمارستان امام رضا (ع) مستقر بودند كه واحد بيمارستان امام رضا (ع) در سال 1358 منحل و به بيمارستان امدادي شهيد كامياب منتقل شد. واحدهاي درماني بيمارستان قائم (عج) و بيمارستان امدادي شهيد كامياب بعداَ تبديل به بخش آموزشي شدند.

در سال 1360 با تلاش آقایان دکتر علیرضا بیرجندی ودكتر غلامرضا امير شيباني آموزشي بودن بخش جراحي اعصاب فقط براي سه سال و سپس در سال 1367 براي مدت پنج سال مورد تاييد قرار گرفت. در سال 1364 واحد آموزشي جراحي اعصاب كه از سال 1360 در بخشهاي جراحي 2 و اورتوپدي بيمارستان قائم (عج) مستقر بود تبديل به بخش جراحي اعصاب با گنجايش 32 تختخواب شد. از سال 1361 آقای دکتر علیرضا بیرجندی به ریاست بخش جراحی مغز و اعصاب بیمارستان قائم(عج) و سپس در سال 1364 به ریاست بخش جراحی اعصاب دانشگاه علوم پزشکی مشهد منصوب شدند. از سال 1359 بخش ضربه هاي  سيستم عصبي كه در بيمارستان امام رضا (ع) مشهد مستقر بود به بيمارستان امدادي شهيد كامياب منتقل شده واز سال 1361 تحت نظر بخش جراحي اعصاب دانشگاه علوم پزشكي اداره مي شود.  از سال 1361 هر سال يك تا سه وگاهي شش دستيار براي جراحي اعصاب پذيرفته شده اند و تا به حال سي  دوره فارغ التحصيل داشته است.

كلمات كليدي: تاريخچه جراحي اعصاب، دانشگاه علوم پزشكي مشهد،‌ بيمارستان امام رضا (ع)،‌بيمارستان قائم (عج)،‌بيمارستان امدادي شهيد كامياب،‌ غلامرضا امير شيباني، عبدالصالح ‌صالحي.